تبليغاتX
روبینا یعنی عشق پاک

روبینا یعنی عشق پاک

انسان بدون عشق خودشيفته است بسته است. او فقط خودش را مي شناسد. و اگر او ديگري را نشناخته است چقدر ميتواند خودش را بشناسد؟ چون فقط ديگري مي تواند مانند يک آينه عمل کند.

 

عشق يک آسمان باز است. عاشق بودن در پرواز بودن است. اما به طور قطع آسمان لايتناهي ترس مي آفريند.

 

عشق يک نردبام است. با يک نفر آغاز مي شود با تماميت به پايان مي رسد. عشق آغاز است و خداوند پايان است. از عشق در هراس بودن از دردهاي بالنده عشق در هراس بودن - محصور ماندن در يک سلول تاريک است.

 

عشق دردناک است چون براي سعادت راه مي آفريند. عشق دردناک است چون دگرگون مي کند. عشق دگرگوني است. هر دگرگوني دردناک خواهد بود.

 کساني که هميشه برايشان مهم است که ديگران چه ميگويند يا چه فکر ميکنند هنوز نابالغ اند.


آنها به راي و نظر ديگران وابسته اند و نميتوانند کاري را درست انجام بدهند و صادقانه حرفشان را بزنند ...


آنها چيزي را بزبان مي آورند که ديگران دوست دارند بشنوند.

تو براي خودت و نه هيچ کس ديگر بدبختي نمي آفريني.


تو زندگيت را در آزادي کامل بدون توجه به آنچه ديگران ميگوبند سپري ميکني ...


و اين يعني بلوغ

عشق، در نيستي خانه دارد. هنگامي كه خالي باشي، عشق نيز در تو جاي خواهد گرفت . وقتي آكنده از غرور باشي، عشق ناپديد مي شود . همزيستي عشق و غرور ممكن نيست . اين دو در كنار يكديگر جايي ندارند. عشق و الوهيت مي توانند در كنار يكديگر باشند، زيرا عشق و الوهيت مترادف هستند. بنابراين "هيچ" باش . "هيچ" منشا همه چيز است. "هيچ" منشا بي نهايت است. هيچ باش . در هيچ بودن است كه به كل مي رسي .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/02/09ساعت 17:48  توسط روبینا  |