تبليغاتX
روبینا یعنی عشق پاک

روبینا یعنی عشق پاک

 

روز عشق را از 26 بهمن (ولنتاين) به 29 بهمن (سپندارمذگان ايرانيان باستان ) تغيير خواهيم داد

29 بهمن روز عشق روز سپندارمذگان شاد باد ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/30ساعت 20:53  توسط روبینا  | 

 

شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب

شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگ ه رو مي شناسن

شهر هرت جايي است که همه ب َد َ ن مگر اينکه خلافش ثابت بشه

شهر هرت جايي است که دوست بعد از شنيدن حرفات بهت مي گه:‌ دوباره لاف زدي؟؟

شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند

شهر هرت جايي است که درختا علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند

شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند

شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند

شهر هرت جايي است که همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر

شهر هرت جايي است که براي مريض شدن و پيش دکتر رفتن حتماْ بايد پارتي داشت

شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده چند چادر برپا کرد

شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کند

شهر هرت جايي است که زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش مي گن مرواريد در صدف

شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن

شهر هرت جايي است که 33 بچه کشته مي شن و ماموراي امنيت شهر مي گن: به ما چه. مادر پدرا مي خواستند مواظب بچه هاشون باشند

شهر هرت جاييه که نصف مردمش زير خط فقرن اما سريالاي تلويزيونيشو توي کاخها مي سازن

شهر هرت جايي است که 2 سال بايد بري سربازي تا بليط پاره کردن ياد بگيري

شهر هرت جاييه که موسيق ي حرام است حرام

شهر هرت جايي است که همه با هم خواهر برادرن اما اين برادرا خواهرا رو که نگاه مي کنن ياد تختخواب مي افتن

شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه

شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه

شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي

شهر هرت جايي است که همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار

شهر هرت جايي است که وقتي مي ري مدرسه کيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي

شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است

شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه ...

شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني مي گه: نمي دونم هر چي بابام بگه

شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر ر و دعوت مي کني و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن

شهر هرت جايي است که هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت مگر اينکه از يک طرفش بيفتي ..

شهر هرت جايي است که .......

خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست !!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/27ساعت 15:34  توسط روبینا  | 

آن مرد عاشق بود ،آن بازي عشق و آن حريف خدا. دور، دور آخر بود و بازي به دستخون رسيده بود. آن مرد زمين را سبز مي خواست . دل را سبز مي خواست. انسان را سبز. زيرا بهشت سبز است و روح سبز و ايمان سبز...


اما سبزي را بهايي است به غايت سرخ، و بازي به غايتش رسيده بود. به غايتي سرخ.
و از اين رو بود كه آن مرد،
سرخ را برگزيد. كه عشق، سرخ است و آتش سرخ و عصيان سرخ . و از ميان تمامي سرخان ، خون را برگزيد. نه اين خونِ رامِ آرامِ سر به زيرِ فروتن را ، آن خون عاصي عاشق را . آن خون كه فواره است و فرياد. او خون خويش را برگزيد كه بازي، سخت سرخ و سخت خونين
بود.
***
تركش كنيد و تنهايش بگذاريد كه شما را ياراي ياري او نيست. اين بازيِ آخر است و نه جوشن به كار مي آيد و نه نيزه و نه شمشير و نه سپر. ديگر نه طمع
بهشت و نه ترس دوزخ
و نه هول رستاخيز. برويد و برداريد و بگريزيد.


ديگر پيراهنتان پاره نخواهد شد،تنتان ، پاره پاره خواهد شد.


كيست؟
كيست كه با تن پاره پاره بماند؟

ديگر غنيمتي نصيبتان نخواهد شد،قلب شرحه شرحه تان ،غنيمت ديگران خواهد شد.كيست؟ كيست كه با قلب شرحه شرحه بماند؟

اين عزيمت را ديگر بازگشتي نيست، زيرا كه آن يار، گلو را بريده دوست دارد و سر را بر نيزه و خون را پاشيده بر آسمان. كيست؟ كيست كه با گلوي بريده و خون پاشيده بر آسمان، بماند؟


وقتي بنده ايد و او مالك، بازي اين همه سخت نيست.
وقتي عابديد و او معبود، بازي اين همه سخت نيست.

اما آن زمان كه عاشقيد و او معشوق، يا آن هنگامه كه او عاشق است و شما معشوق، بازي اين چنين سخت است و اين چنين سرخ و اين چنين خونين. و بازيِ عاشقي را نخواهيد برد، جز به بهاي خون خويش.



آن مرد
حسين بود و آن بازي كربلا وآن يار، خدا.

  

 


 

 

 

امام حسين :

غافلگير كردن بنده از جانب خداوند به اين شكل است كه به او نعمت فراوان دهد و توفيق شكرگزاري را از او بگيرد.

گروهي خدا را از روي  ميل و رغبت (به بهشت) عبادت مي كنند كه اين عبادت تاجران است، و گروهي خدا را از روي  ترس (از دوزخ) مي پرستند و اين عبادت بندگان است و گروهي خدا را از روي شكر (و شايستگي  پرستش) عبادت مي كنند و اين عبادت آزادگان است كه بهترين عبادت است.

جز به يكي  از سه نفر حاجت مبر:

به ديندار، يا صاحب مروّت، يا كسي  كه اصالت خانوادگي داشته باشد.

از دلائل نشانه هي  قبول، همنشيني  با خردمندان است. و از نشانه هي  موجبات ناداني ، مجادله با مسلمانان.و از نشانه هاي دانا اين است كه سخن خود را نقّادي  مي كند و به حقايق فنونِ نظر، داناست.

به راستي  كه مؤمن خدا را نگهدار خود گرفته و گفتارش را آيينه خود، يك بار در وصف مؤمنان مي نگرد و بار ديگر در وصف زورگويان، او از اين جهت نكته سنج و دقيق است و اندازه و قدر خود را مي شناسد و از هوش خود به مقام يقين مي رسد و به پاكي  خود استوار است.
 
درباره حضرت مهدي (عليه السلام) فرموده: شما مردم، آن حضرت را به داشتن آرامش و متانت و به شناخت حلال و حرام و به رو آوردن مردم به او و بي نيازي  او از مردم مي شناسيد.

چيزي  به زبانتان نياوريد كه از ارزش شما بكاهد.

السلام علي الحسين 

           و علي علي بن الحسين

                           و علي اولاد الحسين

                                   و علي اصحاب الحسين

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/09ساعت 12:19  توسط روبینا 

مرگ تنها براي کساني زيباست که،

زيبا زندگي کرده اند!

از زندگي نهراسيده اند ،

شهامت زندگي کردن را داشته اند،

کساني که عشق ورزيده اند ،

دست افشانده اند،

و زندگي را جشن گرفته اند!

 

مي گويند قانع باش

اما چرا بايد قانع بود چرا؟

پرواز کن هر چه رفيع تر

دست افشاني کن هر چه ديوانه وار تر

 

به راستي چشم ها را بايد شست

جور ديگر بايد ديد

واژه بايد خود باد

واژه بايد خود باران باشد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/11/08ساعت 19:11  توسط روبینا  | 

شوهر: .سلام. من لاگ اين کردم زن: لباسي رو که صبح بهت گفتم خريدي؟ شوهر: Bad command or File name زن: ولي من صبح بهت تاکيد کرده بودم! شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel زن: خوب حقوقتو چيکار کردي؟ شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من. شوهر: Sharing Violation, Access Denied زن: مي دوني، ازدواج با تو واقعا يک تصميم اشتباه بود. شوهر: Data Type Mismatch زن: تو يک موجود بدرد نخور هستي. شوهر: By Default زن: پس حداقل بيا بريم بيرون يه چيزي بخوريم. شوهر: Hard Disk Full زن: ببينم ميتوني بگي نقش من تو زندگي تو چيه؟ شوهر: Unknown Virus Detected زن: خب مادرم چي؟ شوهر: Unrecoverable Error زن: و رابطه تو با رئيست؟ شوهر: The only User with Write Permission زن: تو اصلا منو بيشتر دوست داري يا کامپيوترتو؟ شوهر: Too Many Parameters زن: خوب پس منم ميرم خونه بابام. شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed زن: خوب گوشاتو بازکن، من ديگه بر نميگردم! شوهر: Close all Programs and Logout for another User زن: مي دوني، صحبت کردن باتو فايده نداره، من رفتم. شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/11/04ساعت 1:28  توسط روبینا  |