تبليغاتX
روبینا یعنی عشق پاک

روبینا یعنی عشق پاک

دلايلي که باعث ميشود تو زني را دوست داشته باشي 




چتر حمايت او را احساس مي کني......................زماني که خواهر توست.....


گرماي محبت او را احساس مي کني...............زماني که دوست توست.....


هيجان و عشق او را احساس مي کني...............زماني که عاشق توست.......


از خود گذشتگي او را احساس مي کني...........زماني که همسر توست......



پرستش وايثار او را احساس مي کني..........زماني که مادر توست....


دعاي خير او را احساس مي کني..........زماني که مادر بزرگ توست


وباز هنوز او استقامت دارد..................


قلب او بسيارظريف و شکننده است


بسيار شوخ وشيطان............


بسيار فريبا............


بسيار بخشنده..............


بسيار خوش آهنگ..............


او يک زن است................


.
او يک زندگي است
.......................

Respect And Love her

به او احترام بگذار و به او عشق بورز

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/06/26ساعت 17:37  توسط روبینا  | 

gallery/001/1-1.gif  
   

  آيا مي توانيد نقاط سياه را بشماريد؟

 

 

gallery/001/1-17.jpg  
   
  !براي چند لحظه به نقطه سياه وسط عكس بالا خيره شويد. خواهيد ديد كه هاله دور آن از بين خواهد رفت!

 

 

 

gallery/001/1-2.gif  
   

  آيا خطوط افقي موازيند يا نه؟ جواب بله است اما ممكن چشم شماآنها را موازي نبيند!

 

 

gallery/001/1-19.gif  
   
  براي 30 ثانيه به حباب سياه لامپ بالا خيره شويد سپس ناگهان نگاهتان را به قسمت سفيد مانيتور يا يك صفحه سفيد ديگر بياندازيد.يك لامپ نوراني را جلو چشمان خود مي بينيد.

+ نوشته شده در  جمعه 1385/06/24ساعت 0:56  توسط روبینا  | 

gallery/001/1-40.gif  
   
  تصوير بالا شبيه يك مارپيچ است.اما بواقع چند دايره است.

 

 

 

gallery/001/1-43.gif  
   
  يك آموزش غير ممكن

 

gallery/001/1-47.gif  
   
  آيا خطوط افقي موازيند يا نه؟

 

 

gallery/001/1-42.gif  
   
  لطفا چند لحظه صبر كنيد تا تصوير زير شروع به چرخيدن كند.سپس به مدت يك دقيقه به وسط تصوير خيره شويد بدون اينكه چشمان خود را حركت دهيد.آنگاه ناگهان نگاه خودرابه پشت دستتان بدوزيد.آيا زير پوستتان چيزيست؟

gallery/001/twist.gif  
   

  آيا خطوط افقي موازيند يا نه؟ جواب بله است اگر شك داريد با خط كش امتحان كنيد!

 

gallery/001/LW426.jpg  
   
  به ستون هاي اين ساختمان نگاه كنيد كه چگونه به صورت عجيبي طراحي شده اند!

 

 

gallery/001/12-13.gif  
   
  اگر به اين عکس خوب نگاه کنيد اولش دوازده نفرند ولي بعد که جابجا ميشند ، تعداد آنها ميشه سيزده نفر! من که نميدونم چطوری ميشه ؟؟

   

+ نوشته شده در  جمعه 1385/06/24ساعت 0:51  توسط روبینا  | 

gallery/001/1-25.gif  
   

  آيا تصوير زير مي چرخد و موج ميزند؟

 

 

 

gallery/001/1-26.gif  
   
  به نقطه خاكستري وسط تصوير بالا نگاه كنيد.سپس سر خود را عقب و جلو ببريد. به نظر مي رسد كه دواير مي چرخند!

 

 

 

gallery/001/1-27.gif  
   
  فكر مي كنيد مي توانيد چنين چيزي بسازيد؟

 

 

gallery/001/1-29.gif  
   
  آيا دو خط ارغواني موازيند يا نه؟ بله موازيند ولي شما...

 

 

 

gallery/001/1-32.jpg  
   

  يك سازه عجيب

 

gallery/001/1-34.gif  
   
  يك بناي تاريخي غير ممكن

+ نوشته شده در  جمعه 1385/06/24ساعت 0:44  توسط روبینا  | 

اي خيمه نشين دل صحراي غريب

بر درد دلم جز لب تو نيست طبيبي

آرامش من اين شده بي تاب تو باشم

هرچند که از روي تو هم نيست نصيبي

آن رزق کريمانه شود حاصل عمرم

گر سوي دلم باز شود چشم حبيبي

جز ناله شبها و نماز سحر تو

از بهر دل گم شده ام نيست مجيبي

از کار تباه دل من رنج کشيدي

يک بار به رويم نزدي بس که نجيبي

هرکس که به دست تو رسد خير ببيند

چه عاقبت خيري و چه دست عجيبي

بر غربت تو گر همه عمر بگريم

اي يار سفر کرده من باز غريبي

ترسم پس از مرگ رسد ناله ز قبرم

زيرا که دلم را ز غمت نيست شکيبي

جز ديده تو گريه کن غربت ما نيست

اسمي بجز از اسم تو در خلوت ما نيست

يا علي مدد

التماس دعا

+ نوشته شده در  جمعه 1385/06/17ساعت 21:5  توسط روبینا  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/06/09ساعت 13:55  توسط روبینا  | 

يه روز تصميم گرفتم بخاطر مشكلم خودم رو از بالاي ساختمان پرت کنم پايين

.................

 طبقه دهم زوجي رو ديدم که عاشقانه يکديگر رو در آغوش گرفته بودند

 www.isfahan4u.com

 طبقه نهم پيتر رو ديدم که مثل هميشه تنها بود و گريه مي کرد

 

طبقه هشتم مردي رو ديدم که نامزدش با بهترين دوستش هم خواب شده بود

 طبقه هفتم دختري رو  ديدم که قرص هاي ضد افسردگي روزانه اش رو مي خورد

 

 طبقه ششم شخص بيکار رو ديديم که هفت تا روزنامه خريده بود و نا اميدانه دنبال کار مي گشت

 


طبقه پنجم آقاي وانگ رو ديدم که داشت لباش خانمومش رو مي پوشيد ؟؟

 

 طبقه چهارم رز رو ديديم که مثل هميشه با دوست پسرش جر و بحث مي کرد

 


طبقه سوم مرد پيري رو ديدم که اميدوارانه منتظر بود تا کسي زنگ خونه اش رو بزنه و به ديدنش بياد

 


طبقه دوم ليلي همچنان غصه شوهر گم شده اش رو که از يک سال و نيم پيش نا پديد شده بود را مي خورد

 

 قبل از اينکه خودم رو از ساختمان پرتاب کنم فکر مي کردم من بد شانس ترين فرد دنيا هستم


 


 

الان مي دونم که هر کسي مشکلات و نگراني هاي خودش رو داره بعد از اينکه تمام اينها رو ديدم به اين موضوع فکر کردم که من اونقدر ها هم بد بخت نبودم

همه اون آدم هايي که ديديم الان دارند به من نگاه مي کنند


و حتما پيش خودشون فکر مي کنند که اونقدر ها هم بدبخت نيستنند

خيلي خوبه که آدم مهم باشه ولي مهم تر از همه اينه که آدم خوب باشه و هر مقامي هم كه باشه مغرور نباشه.

+ نوشته شده در  جمعه 1385/06/03ساعت 2:45  توسط روبینا  |